|
|
|
|
|
بازی موبایل این بازی توسط شرکت Game Loft عرضه شده و جزو بازی های پرطرفدار این شرکت است. این یک بازی کاملا جالب برای طرفداران و فوتبال دوستان است که امیدواریم از این بازی لذت ببرید. این بازی در چهار سایز برای شما ارائه شده و تحت فرمت جاوا و در اکثر گوشی های موبایل قابل اجراست. فایل اول 128x160، فایل دوم 176x220، فایل سوم 176x208، فایل چهارم 240x320
نسخه جدید از سری بازی های فوتبال موبایل هم اکنون برای گوشی های مجهز به ویندوز موبایل آماده شده است. نسخه جدید با کیفیت High Definition ارائه شده است. قابلیت های استثنایی در هنگام بازی کردن و شیوه کنترل بازیکن ها می تواند تا مدت ها شما را سرگرم کند.
بازی فوق تست شده بر روی wm5 , wm6 می باشد. حجم : ۴.۱۷ مگابایت
www.lxl.ir :پسوورد و منبع این متن |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 9:26 توسط راک (سعید)؟
|
|
||
|
|
|
|
|
با سلام خدمت شما دوستان عزیز امروز می خوام سری اول از مجموعه رکوردهای گینس رو برای شما بزارم.امیدوارم خوشتون بیاد.منتظر نظرات شما هستم. سری اوّل
آیا می دانید رکورد بلندترین موهای جهان به نام چه کسی ثبت شده؟ پس ببینید... به مدت 00:28 در این کلیپ یکی دیگر از رکوردهای گینس که رکورد طولانی ترین پیاده روی بر روی ذغالهای افروخته و آتشین است را می بینید. به مدت 00:27
اگر می خواهید مردی را ببینید که با بیشترین تعداد مارهای سمی زندگی می کند و این جانوران سمی تمام بدن و اندام او را می پوشانند، این کلیپ را ببینید. به مدت 00:48
این کلیپ نمایش تلاش و قدرت بدنی شخصی است که می کوشد در کمترین زمان ممکن یک پیانوی بسیار سنگین را بر دوش خود بگذارد و آن را از پله های یک ساختمان بالا ببرد... به مدت 00:40
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 9:9 توسط راک (سعید)؟
|
|
||
|
|
|
|
|
«اكريت جاسوال»، جراح هفت ساله
اكريت جاسوال يك نوجوان هندي است كه باهوشترين فرد هندي به شمار ميرود. او در سال 2000 و در هفت سالگي اولين موفقيت پزشكي خود را به دست آورد. بيمار او دختري هشت ساله بود كه پول كافي براي رفتن به بيمارستان نداشت. دست اين دختر به حدي سوخته بود كه جمع شده و به شكل مشت درآمده بود. اكريت هيچ تجربهاي در جراحي نداشت، ولي اين دختر را عمل كرد و او ديگر ميتوانست انگشتان خود را باز و بسته كند. اكريت به مطالعات پزشكي خود ادامه داد و در دوازده سالگي دارويي براي درمان سرطان ساخت. او هماكنون كوچكترين دانشجوي دانشكده پزشكي هند است. «الينا اسميت» مشاور راديويي 7 ساله
ايستگاه راديويي شهر الينا زماني به او به عنوان مشاور يا سنگ صبور يك شغل داد كه او به راديو زنگ زد و در پاسخ به زن شنوندهاي كه از كار بيكار و افسرده شده بود، گفت: «عزيزم فقط بايد با دوستانت به ورزش بولينگ بروي و روزي يك ليوان شير بنوشي.» توصيه الينا آنقدر براي شنوندگان جالب بود كه اين ايستگاه راديويي هفتهاي يك ساعت او را به عنوان سنگ صبور به استوديو دعوت ميكرد. الينا مشاورههاي مختلفي به شنوندگان ميدهد و مشكلات بسياري از به هم خوردن نامزدي تا از بين بردن بوي بد عرق را پاسخ ميدهد. وقتي يك شنونده براي او نوشت كه چطور شوهر پيدا كند؟ الينا پاسخ داد: «به خودت برس ولي زياد آرايش نكن.» ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 2:10 توسط راک (سعید)؟
|
|
||
|
|
|
||
|
امروز هم چند تا عکس جالب براتون گذاشتم که پیوندی از حیوانات هست.یعنی دو حیوان در یک حیوان که این عکسها با فتوشاپ و به صورت حرفه ای درست شدند
این عکس از همه جالبتره.این عکس زنی رو نشون می ده که خودش رو به شکل ببر در آورده.هدف این خانم از انجام این کار این بوده که نام خودش رو در کتاب رکوردهای گینس به ثبت برسونه.در مسابقه ای که برای عجیب ترین صورت برگزار شده بود جهت ثبت در کتاب گینس این خانم بهترین و جالب ترین صورت رو طی نظر سنجی و رای داوران ناضر از آن خودش میکنه.چندین ماه رو این صورت کار شده تا به شکل زیر در اومده.ویئویی هم از این رویداد در تلوزیون ایران نشون داده شد که بسیار زیبا تر از عکسش بود
|
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 8:0 توسط راک (سعید)؟
|
|
|||
|
|
|
|
|
پست ویژه برای نوروز ۱۳۸۸ براتون امروز تقویم شمسی رو برای موبایل آماده کردم که حجمش کمه.
سال جديد هم كه در حال آمدن است و چه چيز بهتر از يك تقويم همراه! نرم افزار در سال های شمسی آینده نیز قابل استفاده می باشد.
دانلود تقویم شمسی(حجم فايل حدود يک مگابايت مي باشد) رمز فايل: www.mobin-group.com براي دانلود، روي لينک بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد. نکته: فایل مورد نظر بصورت فشرده با پسوند Zip میباشد. لذا بعد از دریافت فایل، آن را از حالت فشرده خارج و سپس با استفاده از دستگاه بلوتوث یا کابل و یا دستگاه کارت ریدر برروی گوشی موبایل خود Install نمایید.
یک نکته جالب در مورد تحویل سال 88 ساعت ۱۵ و ۱۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه روز جمعه ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجری شمسی مطابق با ۲۲ ربیع الاول ۱۴۳۰ هجری قمری- ۲۰ مارس ۲۰۰۹ میلادی خوب تا اینجاش شاید عادی باشه ، اما یک مساله جالب توش هست البته اگر اشتباه نکرده باشم و آن هم اینه که کلی عدد ۳ در این روز و لحظه سال تحویل هست . یکمی که بیشتر دقت کنیم اینجوری می شه: ساعت ۳ و ۱۳ روز ۳۰ اسفند ۱۳۸۷ هجری شمسی ۲۲ ربیع الاول ( ماه سوم هجری قمری ) سال ۱۴۳۰ هجری قمری ۲۰ مارس ( ماه سوم میلادی ) سال ۲۰۰۹ میلادی هفتا عدد ۳ توی تحویل سال امسال هست . شاید این یجور هفت سین باشه ! امسال هم که سال گاو هست، گاو هم که ۳ حرفیه !!!
پیامک: ببخشيد که اين موقع مزاحم شدم خواستم ببينم هابيل با بيل قابيل رو کشت يا قابيل با بيل هابيل رو کشت |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 7:45 توسط راک (سعید)؟
|
|
||
|
|
|
||
|
۵۰ مزیت مرد بودن!
۱-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر که اینجا جاش نیست! ۲-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید! ۳-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه! ۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید! ۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است! ۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه! ۷-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید! ۸-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید! ۹-لازم نیست از ۱۸ سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میاد! ۱۰- فقط شما میتونید برید استادیوم! ۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید! ۱۲-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید! ۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید! ۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید! ۱۵- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید! ۱۶- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره! ۱۷- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید! ۱۸- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با cg رو تجربه کنید! ۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از ۱۲۰۰۰ اثر هنری خلق کنید! ۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید! ۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه؟ ۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا… ۲۳- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید! ۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید! ۲۵- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید! ۲۶- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید! ۲۷- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید! ۲۸- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید! ۲۹- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید! ۳۰- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه! ۳۱- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های brtاین قضیه رو خرابش کرد)! ۳۲- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید! ۳۳- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید! ۳۴- لباسهاتون ظرف ۴۸ ساعت دلتون رو نمیزنه! ۳۵- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون! ۳۶- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت ۶ بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید! ۳۷- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در ۳/۰ ثانیه بگذرانید! ۳۸- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک lcd لنز چشم داشته باشید(رنگهای lcd معمولا بالای ۱۶ میلیون میباشد)! ۳۹- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره! ۴۰- فقط شما میفهمید که یک ۲۰۶ اسپرت خفن چقدر زیباست! ۴۱- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید! ۴۲- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند! ۴۳- فرق cd رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید! ۴۴- با یک سرماخوردگی سه ماه در ccu بیمارستان بستری نخواهید شد! ۴۵- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید! ۴۶- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه)! ۴۷- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص شما آقایان میباشد! ۴۸- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید! ۴۹- بیش از ۶۰ درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟)! ۵۰- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود) |
|||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 6:58 توسط راک (سعید)؟
|
|
|||
|
|
|
|
|
۱. زندگي برگ بودن در مسير باد نيست امتحان ريشه هاست؛ ريشه هم هرگز اسير باد نيست ۲. چيزي که زن دارد و مرد را تسخير مي کند ، مهرباني اوست ، نه سيماي زيبايش ۳. عشق يعني بزرگ کردن يک چيز به اندازه ي دنيا و کوچک کردن دنيا به اندازه ي يک چيز،زندگي کردن،تلف بودن،پلاسيدن،نطفه اي را پرورش دادن براي زندگي کردن،و اين تکرار تکرار است،اگر زندگي را دوست داشتم هيچوقت موقع تولد گريه نميکردم!!! ۴. هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن. ۵. اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است ۶. گفتی چو خورشید زنم سوی تو پر چون ماه شبی میکنم از پنجره سر اندوه که خورشید شدی تنگ غروب افسوس که مهتاب شدی وقت سحر ۷. کاش میشد بوسه بارانت کنم. جان عاشق را به قربانت کنم. ای که دور از من و در قلب منی، با وفا باش که دنیای منی
۸. جان اسیر دل....دل اسیر دوست.....دوست چه میداند؟؟دل اسیر اوست ۹. عاشق آن نيست كه براي عشقش در سرما آتش روشن كند عاشق آن است كه كتش را بدهد به عشقش ، خودش سرما بخورد و ۶ تا آمپول بزنه تا ديگه از اين غلط ها نكنه
۱۰. يه كار برات پيدا كردم تو مرغ داريه . كار سختي نيست فقط وقتي مرغ ها رو سر مي برن تو جوجه ها رو دلداري مي دي !
۱۱. امروز روز اختراع كبريته ، روزت مبارك آتيش پاره ۱۲. يه دختره به يه پسره ميگه اگه منو بوس كني واسه هميشه براي تو ميمونم پسره ميگه: ممنونم از هشداري كه بهم دادي !!! ۱۳. خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفريد ديد در تاريكي است نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد!!!!
۱۴. دورت بگردم چيست؟ دايره اي فرضي ست كه تا اطلاع ثانوي از فرد مورد نظر حمايت مي كند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 9:24 توسط راک (سعید)؟
|
|
||
|
|
|
|
مارلون براندو ستاره افسانهای سینما
براندو مدتی به مدرسه نظامی رفت و بعد به کارهای مختلفی مشغول شد و نهایتا برای شرکت در کلاسهای بازیگری راهی نیویورک شد و نزد استادش؛ استلا آدلر، متد استانیسلاوسکی را آموخت. مدتی بعد براندو به مدرسه بازیگری اکتورز استودیو که الیا کازان آن را اداره می كرد، راه پیدا کرد و در آنجا زیر نظر لی استراسبرگ متد اکتینگ(روشی که بازیگر برای اجرای نقش باید مدتی آن نقش را زندگی کند) را تکمیل کرد. نخستین حضور براندو بر پرده سینما بازی در فیلم مردان ساخته فرد زینه مان در سال 1958 بود. او برای آماده کردن نقشش در این فیلم بیش از یک ماه خود را در بیمارستان بستری کرد. کاری که از دید بسیاری از بازیگران مجرب آن دوران مانند لارنس الیویه یا کلارک گیبل حماقت محض محسوب میشد. او یکی از تاثیرگذارترین بازیگران تاریچ سینما است. از فیلمهای مشهوری که وی در آنها ایفای نقش کردهاست میتوان به اتوبوسی به نام هوس در نقش استنلی کووالسکی، در بارانداز در نقش تری مالوی هر دو به کارگردانی الیا کازان و پدرخوانده در نقش دون ویتو کورلئونه اشاره کرد. بسیاری بهترین نقش او را پدر خوانده [بهترین فیلم تاریخ سینما معرفی شد] میدانند. این بازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوان بهترین بازیگر تاریخ سینما شناخته میشود. وی در نقشهای متفاوتی بازی كرده است؛ از شکسپیر تا موزیکال، از درام تا کمدی. در مردها و عروسکها در نقش اسکای مسترسون همه را مجذوب کرد. در شورش در کشتی بونتی نقش فلچرکریسچن ضعیف النفس را داشت. براندو پیشکسوت سبکی معروف به نام متدی بود که بلافاصله پس از او بازیگرانی مانند جیمز دین و مونتگومری کلیفت و سالها بعد پل نیومن، داستین هافمن و رابرت دنیرو با درخشش خود این سبک را در سینمای آمریکا تثبیت کردند. هنگامی که آکادمی اسکار او را به عنوان برنده برگزید، وی زن سرخپوستی را برای گرفتن جایزه، از جانب خود مامور کرد تا به این وسیله توجه عموم را به وضع رقتبار سرخپوستان آمریکا جلب کند. وی روز به روز بیشتر معطوف مسائل و مشکلات بشری شد و فیلمهای آخر او نشانگر این گونه تمایلات سیاسی و اجتماعی اوست.
براندو پیشکسوت سبکی معروف به نام متدی بود که بلافاصله پس از او بازیگرانی مانند جیمز دین و مونتگومری کلیفت و سالها بعد پل نیومن، داستین هافمن و رابرت دنیرو با درخشش خود این سبک را در سینمای آمریکا تثبیت کردند. چاقی مفرط در سالهای پایانی برای براندو بسیار دردسر آفرین بود. فرانسیس فورد کاپولا کارگردان پدرخوانده برای متقاعد کردن تهیهکنندگان فیلم برای انتخاب براندو تلاش زیادی کرد. چرا که عقیده داشتند زمان این بازیگر دیگر گذشته است. پس از پدرخوانده دوباره نام براندو در جهان سینما مطرح شد. پس از این بود که براندو در فیلمهای مطرحی مانند آخرین تانگو در پاریس، اینک آخر الزمان و آبگیرهای میسوری بازی کرد. نقش کوتاه او در انتهای فیلم اینک آخرالزمان نیز از به یاد ماندنیترین نقشهای تاریخ سینماست. پس از پدرخوانده دوباره نام براندو در جهان سینما مطرح شد. پس از این بود که براندو در فیلمهای مطرحی مانند آخرین تانگو در پاریس، اینک آخر الزمان و آبگیرهای میسوری بازی کرد. نقش کوتاه او در انتهای فیلم اینک آخرالزمان نیز از به یاد ماندنیترین نقشهای تاریخ سینماست. مارلون براندو ستاره افسانهای سینما روز جمعه 2 ژوئیه سال 2004 در سن 80 سالگی پس از مدتها بیماری در بیمارستانی در لس آنجلس درگذشت. افتخارات و آثار هنری مارلون براندو: • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1951 به خاطر اتوبوسی به نام هوس • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1952 به خاطر زنده باد زاپاتا
• نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1953 به خاطر جولیوس سزار • برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1954 به خاطر One The Waterfront • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1957 به خاطر سایونارا • برنده اسکار بهترین بازیگر مرد در سال 1972 به خاطرThe Godfather • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1973 به خاطر آخرین تانگو در پاریس • نامزد دریافت جایزه اسکار در سال 1989 به خاطر A Dry White Season مارلون براندو ستاره افسانهای سینما روز جمعه 2 ژوئیه سال 2004 در سن 80 سالگی پس از مدتها بیماری در بیمارستانی در لس آنجلس درگذشت. • مردان، 1950 • اتوبوسی به نام هوس، 1951 • زنده باد زاپاتا، 1952 • جولیوس سزار، 1953 • دزیره، 1954 • وحشی، 1954 • در بارانداز، 1954 • مردها و عروسكها، 1955 • چایخانه ماه اوت، 1956 • سایونارا، 1957 • شیرهای جوان، 1958 • فراری، 1959 • سربازهای یك چشم، 1961 • شورش در كشتی بونتی، 1962 • آمریكایی پلید، 1963 • داستان تختخواب، 1964 • نام رمز مریتوری، 1965 • آپالوزا، 1966 • تعقیب، 1966
• دیدار مارلون براندو، 1966 • كنتسی از هنگ كنگ، 1967 • انعكاس در چشم طلایی، 1967 • كندی، 1968 • بسوزان، 1969 • شب روز بعد، 1969 • پدرخوانده، 1972 • ولگرد نیمه شب، 1972 • آخرین تانگو در پاریس، 1973 • آبخیزهای میسوری، 1976 • سوپرمن، 1978 • اینك آخرالزمان، 1979 • نبرد برای آمازون، 1979 • فورمول، 1980 • فصل سپید و خشك، 1989 • فرش من، 1990 • كریستوفر كلمب، 1992 • جیمی هالیوود، 1994 • دون ژوان دو ماركو، 1995 • جزیره دكتر مورو، ???? • شجاع، ???? • پول مفت، ???? • امتیاز، ??01 منبع : همشهری |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 5:3 توسط راک (سعید)؟
|
|
||
|
|
|
|
|
همه ما چهار تا همسر داریم ! روزی ، روزگاری پادشاهی ۴ همسر داشت او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترین ها هدیه میکرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می کرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی مواجه می شد، فقط به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می کرد. همسر اول پادشاه، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست می داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد . روزی پادشاه احساس بیماری کرد و خیلی زود دریافت که فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود میگفت " من ۴ همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام ." بنابراین به همسر چهارمش رجوع کرد و به او گفت" من از همه بیشتر عاشق تو بوده ام. تو را صاحب لباسهای فاخر کرده ام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آیا با من همراه میشوی؟ " او جواب داد "به هیچ وجه !" و در حالی که چیز دیگری میگفت از کنار او گذشت. جوابش همچون کاردی در قلب پادشاه فرو رفت. پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه میشوی؟" او جواب داد " نه، زندگی خیلی خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد ." قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد. بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت " من همیشه برای کمک نزد تو می آمدم و تو همیشه کنارم بودی. اکنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من می آیی؟ او گفت " متأ سفم! در این مورد نمیتوانم کمکی به تو بکنم، حداکثر کاری که بتوانم انجام دهم این است که تا سر مزار همراهت بیایم ". جواب او همچون گلوله هایی از آتش پادشاه را ویران کرد. ناگهان صدایی او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمی کند به کجا روی، با تو می آیم ." پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوءتغذیه، بسیار نحیف شده بود. پادشاه با اندوهی فراوان گفت: ای کاش زمانی که فرصت بود به تو بیشتر توجه می کردم . در حقیقت، همه ما در زندگی کاری خویش ۴ همسر داریم . همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به این که تا چه حد برایش زمان و امکانات صرف کرده ایم و به او پرداخته ایم، هنگام ترک سازمان و یا محل خدمت، ما را تنها می گذارد . همسر سوم ما، موقعیت ما است که بعد از ما به دیگران انتقال می یابد . همسر دوم ما، همکاران هستند . فرقی نمی کند چقدر با هم بوده ایم، بیشترین کاری که می توانند انجام دهند این است که ما را تا محل بعدی همراهی کنند . همسر اول ما عملکرد ما است. اغلب به دنبال ثروت، قدرت و خوشی از آن غفلت مینماییم. در صورتی که تنها کسی است که همه جا همراهمان است . همین حالا احیاءش کنید، بهبودش ببخشید و مراقبش باشید. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 4:8 توسط راک (سعید)؟
|
|
||
|
|
|
|
|
هشدار به جوانان کم تجربه عمه آمد خانه امشب سر زده با سه دختر هر یکی تیپی زده آن یکی شال و یکی دیگر کلاه آخری چون سیب زمینی تیپ زده عمه را بنگر خودش کم خوشکل است آخر تیپ است ولی اشتب زده دامنی را جای پیرهن کرده تن بر لبانش طفلکی سرخاب زده فکر کرده عمه بسیار و زیاد تا نباشد نزد ما خجلت زده بس تدارک دیده است این بینوا غافل از وضع بد و بحران زده پشت سفره تا نشستند بهر شام هر سه دختر روسری ها پس زده هی همی خوردند و بسیار از کباب این سه موجود کَـل قحطی زده گفتم ای وای چشم و چارم کور باد این یکی را بر سرش رژلب زده دومی را بین همان کفتار پیر وازلین و عطر کنگر هم زده سومی را گر نگویم بهتر است در شب تار عینک دودی زده عمه آید پیش و گوید نزد ما شانس امشب بر شماها رو زده من از این اطرافها رد می شدم بد ندیدم تو بیایم سر زده دخترانم را ببینید و کمی صحبت کنید قلب هر یک از غم دوریتان پرپر زده گر که باشد شانس امشب یار ما هر سه را با سادگی قالب زده در همین هنگامه آید سوی ما مادر و بابا چو من حیرت زده گفت باشد تا به دستت بو کند هر سه دختر چون جو آفت زده عمه از بابا برنجید و گریخت در ته پستو چو مرغ غمزده این حکایت مایه عبرت به توست گرچه تلخ،اما به نفع جان توست نویسنده شعر طنز:حمید رضا_شیراز
داستان جالب پلاک ماشین پدر که آمد کامیون از تمیزی برق می زد،بابا میگفت:فردا باید بروم معاینه امروز دوباره جریمه شدم،پانزده هزار تومان،پلاکها که بزرگ شدن پلیس از دویست متری هم شماره رو می خونه. پدر داخل خونه شد علی گفت:چی می شد اگه می تونستیم این پلاکها رو سر به نیست کنیم. هوا گرگ و میش بود که سعید با یک سطل گِــل از خونه بیرون رفت و تا تونست پلاک بزرگ رو گِـلمالی کرد،آخیش دیگه قرار نیست روزی پانزده هزار تومان جریمه بدیم در عوض این پولو کامپیوتر می خریم. ساعت ۲۱ بود که پدر خسته تر و عصبانی تر از همیشه آمد،از خشم گُـر گرفته بود. پلیس جریمه ام کرد،بیست هزار تومان این دفعه به خاطر ناخوانا بودن و کثیف بودن پلاک.
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 4:42 توسط راک (سعید)؟
|
|
||